تاریخ شفاهی: اپیزود یازدهم

روایت دکتر کرمی

گفتگوی دکتر مهدی محمدی، رئیس انجمن مدیریت فناوری و نوآوری ایران و عضو هیئت‌ علمی دانشگاه تهران، با جناب آقای پرویز کرمی، مدیرعامل مرکز نوآوری همیار دانش‌بنیان و دبیر سابق ستادها و همچنین رئیس سابق مرکز اطلاع‌رسانی معاونت علمی ریاست جمهوری ایران

معرفی

پروژه تاریخ شفاهی اکوسیستم نوآوری و دانش‌بنیان ایران به میزبانی دکتر مهدی محمدی و به تهیه‌کنندگی صابر خسروی در استودیوی تصویر ویکست تولید می‌شود. در هر اپیزود از این پروژه، دکتر مهدی محمدی میزبان یکی از بازیگران، بنیان‌گذاران، افراد موثر، سیاست‌گذاران یا مدیران فعال در اکوسیستم است و در گفتگو با مهمان، تاریخ اکوسیستم را از منظر ایشان مرور می‌کند.

این برنامه علاوه بر نسخه صوتی بر روی آپارات و همچنین یوتیوب قابل دسترسی است. پروژه تاریخ شفاهی اکوسیستم نوآوری و دانش‌بنیان ایران ذیل مجموعه فیوچر تهیه و تولید می‌شود.

ویدئو
پادکست

متن گفتگو

دکتر مهدی محمدی: سلام، من مهدی محمدی هستم. اینجا فیوچر است. در تاریخ شفاهی اکوسیستم دانش‌بنیان و نوآوری ایران، با فعالان دو دهه گذشته گفتگو می‌کنیم. امروز میزبان پرویز کرمی هستیم تا از تجربه حضورش در حدود سه دولت و تأثیرش بر شناخته شدن اکوسیستم بگوید. پرویز در معرفی این فضا، هم در بدنه حاکمیت و هم برای مردم، نقش پررنگی داشته است. اکنون مدیرعامل کارخانه نوآوری آمپر است و پیش‌تر در معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری مسئولیت داشته و در راه‌اندازی و مدیریت چند ستاد مشارکت کرده است. سلام پرویز جان، خوش آمدی و ممنون که دعوت را پذیرفتی. حدود یک ساعت تا یک ساعت و ربع گفتگو خواهیم داشت. از خودت و پیشینه‌ات شروع کن؛ چطور وارد اکوسیستم شدی؟

پرویز کرمی: خیلی ممنونم. به دوست خوبم دکتر محمدی، بینندگان، اهالی اکوسیستم نوآوری و فناوری و به‌ویژه بچه‌های خوب ویکست سلام می‌کنم و خسته‌نباشید می‌گویم. جامعه‌شناسی خوانده‌ام و هنوز خودم را روزنامه‌نگار می‌دانم؛ اصالتاً روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای هستم. از دوران مدرسه، وقتی از پدر و مادر پول‌توجیبی می‌گرفتم، خریدن کیهان بچه‌ها آرزویم بود. از خواندن لذت می‌بردم و دوست داشتم بنویسم. شاید دوستان هم‌دوره‌ام در سال ۱۳۶۳ در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران یادشان باشد که در انجمن اسلامی مجله‌ای به نام «نامه علوم اجتماعی» راه انداختیم؛ نامش از نشریه خود دانشگاه و مؤسسه پژوهشی وقت گرفته شده بود، ولی ما شاخه دانشجویی‌اش را منتشر می‌کردیم. دوره انقلاب و جنگ بود و دوست داشتیم درباره مسائل اجتماعی که می‌خوانیم، بنویسیم. این پایه ورود تدریجی من به رسانه شد. وقتی در بنیاد مستضعفان بودم، در ماهنامه «جانباز» کار کردم. بعد حدود پنج سال مدیرمسئول روزنامه جوان بودم. در همشهری، قائم‌مقام مدیرمسئول و مسئول لایی‌ها و ماهنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها، از جوان و سرنخ و دیپلمات تا همشهری مناطق و جمعه، بودم. وقتی با یک تیم به همشهری رفتیم، فقط دوچرخه را داشتیم و بعد این‌ها اضافه شدند. در سازمان ملی جوانان، مدیرعامل خبرگزاری برنا بودم. بعد در معاونت علمی، مجله «سرآمد» را برای نخبگان منتشر کردیم که هم مدیرمسئول و هم سردبیرش بودم و ماهنامه دانش‌بنیان را هم منظم درمی‌آوردیم. در هیچ مسئولیتی از نوشتن و رسانه دور نشدم. تلویزیون را هم تجربه کردم؛ در شبکه سه تهیه‌کننده و کارگردان برنامه زنده بودم و در شبکه‌های یک، دو، افق و شبکه‌های دیگر، کار فرهنگی و رسانه‌ای کردم. شش سال در وزارت ارشاد بودم، بعد به سازمان ملی جوانان رفتم و معاون فرهنگی و اجتماعی شدم. از آنجا به دعوت خانم دکتر سلطانخواه، معاون علمی وقت، به معاونت علمی آمدم.

دکتر مهدی محمدی: ورودت به معاونت حدود سال ۱۳۹۰ بود؟

پرویز کرمی: روزهای آخر سال ۱۳۸۹ وارد شدم. سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ در دولت دکتر احمدی‌نژاد و دوره خانم سلطانخواه بودم؛ دو دولت دکتر روحانی با دکتر ستاری، و در دولت شهید رئیسی هم حدود یک سال و نیم با دکتر ستاری و نزدیک شش ماه با دکتر دهقانی فیروزآبادی کار کردم. در مجموع چهارده سال در معاونت علمی و فناوری، بیشتر مسئولیت فرهنگی، رسانه‌ای و صنایع خلاق داشتم.

دکتر مهدی محمدی: تسلط تو به رسانه‌های نوشتاری و تصویری و تجربه قبلی تلویزیون، به رشد اطلاع‌رسانی، روابط عمومی، فرهنگ‌سازی و ترویج معاونت، به‌ویژه در دوره دکتر ستاری، کمک کرد. اوایل دهه نود، نوآوری و اقتصاد دانش‌بنیان مفهوم نسبتاً مهجوری بود. از میانه دهه، به‌خصوص سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۳۹۷ تا پایان دولت، به گفتمان رایج تبدیل شد؛ از زبان عالی‌ترین مقام کشور بارها شنیدیم، سالی به نام دانش‌بنیان نام‌گذاری شد و این واژه به عموم جامعه رسید. نقش تو در این ترویج پررنگ بود. به ابتدای حضور در دوره خانم سلطانخواه برگردیم؛ قانون دانش‌بنیان در حال تدوین و تصویب بود. چه تجربه مهمی در حوزه کاری خودت از آن دوره داری؟

پرویز کرمی: لطف داری. تأکید کنم هر کاری در معاونت انجام شد، کار تیمی بود. ممکن است من به‌عنوان سخنگو و پیشانی سازمان بیشتر دیده شده باشم، اما هر جا می‌گویم «کردیم» یا «شد»، منظور کار تیم است؛ نمی‌خواهم به نام خودم تمام شود. می‌توانم دوره‌های معاونت را مثل دو امدادی توضیح بدهم. وقتی سال ۱۳۸۹ اضافه شدم، قانون اول دانش‌بنیان تدوین و همان سال تصویب شد. افراد زیادی زحمت کشیدند و بر پایه تجربه‌های جهانی، قانونی مترقی ساختند. از دکتر صاحبکار که پیوسته همراه بودند و هنوز در علم و فناوری فعال‌اند، دوستان دفتر همکاری‌ها و همکاران معاونت باید یاد کرد. همین‌جا باید از دکتر واعظ‌زاده و تیمشان هم نام ببریم. مبادی و پایه معاونت را آن‌ها گذاشتند؛ ستادهای فناوری راهبردی، قوام بنیاد ملی نخبگان و خود فونداسیون معاونت در آن دوره شکل گرفت. در دوره خانم سلطانخواه، بخشی از آن مبانی و نوشته‌ها شکل اجرایی گرفت. این دوره گاهی به دلایل مختلف کمتر دیده می‌شود؛ یکی از دلایل، اصطکاک میان وزارت علوم و معاونت بود. وزارت علوم ساختاری بزرگ با سابقه تاریخی داشت و بسیاری از نیروهای معاونت هم مأمور از وزارت علوم بودند و می‌دانستند روزی باید برگردند و پاسخ‌گوی همکارانشان باشند. در دوره دکتر دانشجو و خانم سلطانخواه هم این سؤال مطرح بود که چرا شما کاری را می‌کنید که ما باید انجام بدهیم؟ نمونه‌اش پژوهانه دانشجویان دکتری و پسادکتری بود. وزارت علوم می‌گفت دولت و سازمان برنامه پول می‌دهند و دریافت‌کنندگان هم در دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌های من‌اند؛ چرا اعتبار دست معاونت است؟ به نظرم حضور معاونت، نظارت و دقت و غربالگری طرح بیشتری ایجاد می‌کرد، هرچند نمی‌خواهم وارد ارزش‌گذاری شوم. اما این تقابل وجود داشت. دکتر ستاری که آمد، گفت این تقابل را نمی‌خواهم و موضوع را کنار گذاشت.

دکتر مهدی محمدی: نکته خوبی است. هرجا در این دو دهه تقابل بیشتر بوده، هر دو نهاد و مهم‌تر از آن، نظام علم و فناوری کشور تضعیف شده‌اند.

پرویز کرمی: دقیقاً. دکتر ستاری از حاشیه، جدل، اتلاف وقت و ماندن در گذشته پرهیز می‌کرد و به آینده نگاه داشت. در سال ۱۳۹۲ کمیته مشترکی با حضور چند معاون وزارت علوم و چند نفر از معاونت علمی تشکیل شد و من هم عضو بودم. قرار شد فهرست کنیم معاونت چه می‌کند و کدام کار مربوط به وزارت علوم است تا تفکیک وظیفه شود. صادقانه بگویم، تقریباً کاری نماند که معاونت بخواهد انجام بدهد و در وظایف وزارت علوم نباشد. یک بعدازظهر با دکتر وطنی، دکتر [نام نامشخص]، مرحوم دکتر زین‌الدین، دکتر ستاری و من نشستیم و دیدیم همه کارها به وزارت علوم برمی‌گردد. معاونت قانون تأسیس مستقلی هم نداشت؛ رئیس‌جمهور بر اساس ظرفیت قانون اساسی می‌توانست بخشی از کارش را به معاون بسپارد، مثل ایجاد معاونت راهبردی برای دکتر ظریف. تصمیم رئیس‌جمهور بود و می‌شد آن را نخواست. وزارت علوم هم معاونت را ساختاری اضافه و مزاحم می‌دید. اگر حمایت و پیگیری رهبری نبود، بارها امکان حذفش وجود داشت. یادم هست سال ۱۳۹۲ در دیدار عمومی نخبگان، رهبری به‌صراحت، نقل‌به‌مضمون، گفتند معاونت با خواست و پیگیری من شکل گرفته، این نهال را غرس کرده‌ام و از آن حمایت می‌کنم؛ مسئول مربوط هم با قوت کار کند. پیام این بود که معاونت قرار نیست از بین برود. اصل ایده هم با پیگیری ایشان و نشست‌های فراوان با دانشمندان، نخبگان و دانشجویان، از دوره دولت آقای خاتمی دنبال می‌شد؛ اینکه نهادی متمرکز در کنار دیگر بخش‌های دولت برای این موضوع لازم است. فکر می‌کنم ابتدا دفتری در نهاد ریاست‌جمهوری بود و بعد در دولت آقای احمدی‌نژاد معاونت شد و دکتر واعظ‌زاده آمدند. بدون اینکه بحثم درباره اشخاص باشد، نگاه وزارت علوم این بود که هم‌پوشانی زیاد است. دکتر ستاری برای رفع همین مسئله، کمیته مشترک را تشکیل داد، ولی پژوهانه و پارک‌ها و تقریباً همه کارها به وزارت علوم مربوط می‌شد. اوایل که ایشان با روحیه کمک و پیگیری به پارک‌ها می‌رفتند، پیام می‌آمد که پارک حوزه اختیار ماست و شما آنجا چه می‌کنید؟ واقعاً ترمز بود. کار خوب دکتر این بود که به قانون معطل‌مانده دانش‌بنیان نگاه کرد؛ قانونی که متولی روشن و بروز و ظهور جدی در اکوسیستم نداشت. پرچمش را برداشت و احیایش کرد. ایشان داشت اکوسیستم می‌ساخت. نهادهایی در زنجیره علم و فناوری داشتیم؛ دانشگاه برای تربیت نیروی انسانی و تولید علم و ایده، و پارک علم و فناوری.

دکتر مهدی محمدی: مراکز رشد و پارک‌ها بودند.

پرویز کرمی: مراکز رشد هم اغلب بخش کوچک دانشجویی در دل دانشگاه بودند. بعضی پارک‌ها هم بیشتر در حد دیوار و زمین آماده عمل می‌کردند؛ شبیه شهرک صنعتی که فضایی گلخانه‌ای به شرکت بدهد. دکتر می‌خواست اکوسیستمی شبیه نمونه‌های خارج، متناسب با داخل شکل بگیرد. در پارک و دانشگاه اختیار مستقیم نداشتیم و کارمان بیشتر مشورتی و ارشادی بود. بنابراین در معاونت، پایه‌گذار نهادهای مکمل شدیم: مراکز نوآوری در کنار پارک‌ها، خانه‌های خلاق و نوآوری، کارخانه‌های نوآوری، شتاب‌دهنده‌ها و دیگر اجزا. یادم هست اوایل دوره دکتر ستاری رویدادهایی به نام استارتاپ‌ویکند برگزار می‌شد و حتی در جامعه دانشگاهی، چه برسد به عموم، چندان نمی‌دانستند این‌ها چه می‌کنند. معاونت با نام و نشانش حمایت کرد و از جاهایی تماس گرفتند که چرا حامی این افراد شده‌اید؛ می‌گفتند وابستگی خارجی دارند و از این حرف‌ها. معاونت زنجیره‌ای ساخت که بعد پارک‌ها و دانشگاه‌ها افتخار می‌کردند واردش شوند. وقتی مراکز نوآوری و شتاب‌دهنده را در دانشگاه‌ها و اطرافشان شکل می‌داد و ناحیه نوآوری ساخته می‌شد، به دکتر اتهام می‌زدند که در دانشگاه سوپرمارکت باز می‌کند!

دکتر مهدی محمدی: نهادهای تأمین مالی هم بخش مهم دیگری بود؛ صندوق نوآوری هم آن زمان هنوز به معنای امروز وجود نداشت.

پرویز کرمی: یک خاطره بگویم که ربطی هم به نمایندگان خوزستان ندارد؛ در بازگشت سفری از خوزستان، در هواپیما کنار نماینده‌ای نشسته بودیم. وقتی دکتر را شناخت، با اعتراض گفت به خوزستان استارتاپ داده‌اید، به فلان جا داده‌اید، چرا به ما نداده‌اید؟ فکر می‌کرد استارتاپ دادنی است. توضیح دادیم باید کمک کنید در منطقه‌تان شکل بگیرد. این زنجیره در تلاش برای پرهیز از تداخل با وزارت علوم ساخته شد. وقتی وظایف سنتی احصا شد، ما باید در حوزه نو و نوظهور کار می‌کردیم. به سراغ استارتاپ رفتیم و معاونت بخش بزرگی از این فضا را با حمایت و رویداد و زایشگری تقویت کرد. دیدیم استارتاپ به جایی نیاز دارد که از دره مرگ عبورش بدهد؛ شتاب‌دهنده و مرکز نوآوری شکل گرفت. بعد دیدیم برای اداره مراکز، مربی و مشاور و منتور لازم است. با دانشگاه صنعتی شریف، دوره «کیمیا» را برای آموزش مدیران و گردانندگان این مراکز راه انداختیم که بعد شکل‌های مختلف پیدا کرد. برای حمایت مالی فراتر از خود معاونت و صندوق نوآوری، به صندوق‌های پژوهش و فناوری و وی‌سی‌ها نیاز داشتیم و حالا سی‌وی‌سی‌ها شکل می‌گیرند. این‌ها حاصل کار فردی مصمم، مشورت‌پذیر و تیزهوش در شناخت موضوع بود. خود شما هم از مدیران خوب ستادهای معاونت بودی و می‌دانی دسترسی شرکت‌ها و استارتاپ‌ها به دکتر آسان بود. ایده به ایشان می‌رسید، خوب انتخاب و غربال می‌کرد و اجرا را می‌خواست. از مدیران هم طلبکار بود که چرا معطلید و انجام نمی‌دهید؟ مدیر هم برای اثبات اینکه بیکار نیست، پیگیری می‌کرد. فکر می‌کنم تعداد زیادی مرکز نوآوری، در حدود [تعداد نامشخص] مرکز، در کشور ایجاد شد؛ عدد را باید اصلاح و بررسی کرد. کار تأسیسی حتماً ایراد دارد و باید به بلوغ برسد. نیروی ماهر کافی نداشتیم و خود معاونت هم باید هم‌زمان با شرکت‌ها، بودن و شدن این اکوسیستم را تمرین می‌کرد. کنار دانشگاه، بنیاد ملی نخبگان، شرکت، استارتاپ، مرکز و کارخانه نوآوری و صندوق‌ها، بخشی لازم بود که افکار عمومی، حاکمیت و افراد اثرگذار جامعه را پشت این اکوسیستم بیاورد. با شناختی که از رسانه و افکار عمومی داشتم، این پیشنهاد را به دکتر دادم؛ چنین کاری پیش‌تر در معاونت نبود. آن زمان حدود یازده یا دوازده ستاد داشتیم. پیشنهاد کردم ستاد فرهنگ‌سازی اقتصاد دانش‌بنیان ایجاد شود. می‌گفتیم نوآوری برای دیده شدن باید به اقتصاد و سهمی در تولید ناخالص داخلی تبدیل شود. هدفی مثل سهم سه‌درصدی مطرح بود، ولی هنوز دیده نمی‌شد. دکتر گفت برنامه بده. من ساختار و شرح وظایف ستاد فرهنگ‌سازی اقتصاد دانش‌بنیان را در قالب ستادهای فناوری راهبردی نوشتم و ارائه کردم. در سفرهای استانی، کنار بازدید طرح کلان یا شرکت، دیدار با امام‌جمعه و نماینده ولی‌فقیه را می‌گذاشتم. دوستان می‌گفتند ما را چه به امام‌جمعه؟ می‌گفتم فرد اثرگذار استان است و اگر در نمازجمعه از دانش‌بنیان صحبت کند، مهم است. شرکت‌های ما در استان فقط با دولت مسئله نداشتند؛ بخش مهمی از مسائل به نهادهای غیردولتی، ارتش، سپاه، ستاد اجرایی و دیگران مربوط بود. دکتر می‌توانست از استاندار بخواهد کاری کند، اما اینجا پشتوانه اجتماعی دیگری لازم داشتیم. بعضی ائمه جمعه می‌پرسیدند با دکتر چه بگوییم؟ می‌گفتم وقتی رهبری با نخبگان، شرکت‌ها و استادان جلسه و پیگیری دارند، شما به‌عنوان نماینده ایشان باید به طریق اولی چنین ارتباطی داشته باشید. از شهید آیت‌الله آل‌هاشم یاد کنم؛ در آخرین دیدار گفتند در تبریز ملکی داریم که باید در آن مرکز نوآوری حوزه دین راه بیندازیم. این حاصل همان رفت‌وآمد و گفتگوها بود. با صداوسیما هم تعامل و برنامه‌هایی با شاخص عملکرد مشخص داشتیم. حتی بسیاری از رؤسای دانشگاه‌ها هنوز معاونت را خوب نمی‌شناختند. در یکی از سفرهای اول به همدان، دکتر غلامی که بعداً وزیر شد، رئیس دانشگاه بوعلی‌سینا بود. دکتر ستاری مثل همیشه می‌گفت دولت چاق و ناتوان است و نمی‌تواند. دکتر غلامی آرام از من پرسید استعفا داده؟ گفتم نه، سبک صحبتش همین است! منظور دکتر شخص نبود، دیوان‌سالاری بود. زبان دیگر همین حرف، اصل ۴۴ و واگذاری کار به خصوصی بود؛ دولت باید تسهیل، نظارت و اعمال حاکمیت کند و جلوی انحصار را بگیرد، اما کار به بخش خصوصی برود. برای همین در اختلاف اسنپ و تپسی با بخش سنتی، کنارشان می‌ایستاد و هزینه‌اش را هم می‌داد.

دکتر مهدی محمدی: داستان هزینه دادن در آن دهه خودش موضوع مفصلی است.

پرویز کرمی: مثلاً شرکت استارتاپی بیمه‌ای که نمی‌خواهم اسم ببرم، با حمله و شکستن شیشه روبه‌رو شده بود. برای کمک به معاونت می‌آمد؛ درحالی‌که موضوع بیمه در وهله اول به وزارت اقتصاد و مسائل انتظامی مربوط بود. اما در اتاق دکتر ستاری دنبال حمایت می‌گشت.

دکتر مهدی محمدی: باید فرصتی برای روایت تقابل تاکسی اینترنتی با تاکسیرانی و وزارت کشور، میانجیگری معاونت، بیمه و دیگر کسب‌وکارها بگذاریم. بعضی را در آن دوره اصلاً رسانه‌ای نکردیم و پشت صحنه دنبال حل مسئله بودیم.

پرویز کرمی: از زمانی که دکتر در سفر خارجی با منشی‌پور جلسه داشت و دعوتش کرد به ایران بیاید تا شروع کار، همین نگاه بود. در جلسه اول یا دوم، به یکی از معاونان می‌گفت ایشان را به شهرداری ببر، ببین طرح را باید با چه کسی مطرح کند. معاون دکتر عملاً دستیار منشی‌پور یا آن استارتاپ می‌شد تا در نهاد حاکمیتی معرفی‌اش کند و کار جلو برود. نگاه دکتر تشریفاتی نبود. روال معمول دولت این است که نامه از مدیر به مدیرکل و معاون برسد و اگر حل نشد، پیش رئیس برود. اینجا برعکس بود؛ فرد اول دکتر را می‌دید و با او توافق می‌کرد، بعد شما مجبور بودی تا انتها پیگیری و گزارش بدهی.

دکتر مهدی محمدی: همین دسترسی، تصمیم‌گیری سریع و جریان دستور از بالا باعث چابکی بود؛ انگار خود معاونت یک استارتاپ شده بود. تو هر روز ساعت‌ها از نزدیک با دکتر بودی. به‌جرئت می‌گویم اگر ده جلسه داشت، پنج یا شش جلسه‌اش با شرکت‌ها بود، نه صرفاً با دولت. دوست داشت حرف بچه‌ها و مشکلاتشان را بشنود. این نگاه ما را هم عوض کرده بود و خودمان را دستیار شرکت‌ها می‌دانستیم. به مسئولیت‌های تو برگردیم. در ستاد فناوری‌های نرم و هویت‌ساز هم مسئولیت داشتی؟

پرویز کرمی: بله. بعد از دکتر قاضی‌نوری، دکتر نیری مسئول شد و بعد از رفتن ایشان من آمدم.

دکتر مهدی محمدی: چطور بین فرهنگ‌سازی و فناوری‌های نرم تلفیق ایجاد شد؟

پرویز کرمی: شرکت‌هایی می‌آمدند که می‌خواستند دانش‌بنیان شوند، اما در کارگروه رد می‌شدند. در دنیا شرکت‌های بسیار بزرگی مثل والت دیزنی و زیرمجموعه‌هایش، از پیکسار تا دیگران، داریم؛ اما اینجا دانش‌بنیان عملاً به زیست‌فناوری، پزشکی و فنی‌ومهندسی محدود بود. چیزی به نام شرکت دانش‌بنیان در صنایع خلاق و فناوری نرم به شکل امروز نداشتیم. از پیش از دوره دکتر نیری و حتی قبل از دکتر قاضی‌نوری، در دوره دکتر شریعتی عضو ستاد فناوری‌های نرم بودم. این ارتباط ادامه داشت و بعد از خروج دکتر نیری، حکم دبیری ستاد به نام من صادر شد. دکتر الیاسی هم در این مسیر نقش مهمی داشت. کمی جلوتر پیشنهاد کردم ستاد فرهنگ‌سازی اقتصاد دانش‌بنیان و ستاد فناوری‌های نرم و هویت‌ساز ادغام شوند. اسم مجموعه شد ستاد صنایع خلاق و فرهنگی. سند فناوری‌های نرم هم از دوره دکتر قاضی‌نوری و دکتر نیری، مثل دو امدادی پیگیری شده بود، ولی در شورای عالی انقلاب فرهنگی مانده بود.

دکتر مهدی محمدی: ادغام حدود چه سالی بود؟ ۱۳۹۵ یا ۱۳۹۶؟

پرویز کرمی: نه، فکر می‌کنم اواخر ۱۳۹۸ یا ۱۳۹۹ بود؛ باید دقیق به حافظه و سوابق رجوع کنم. صادقانه بگویم، شرکت خلاق و ستاد خلاق را حتی داخل معاونت هم جدی نمی‌گرفتند. ستاد دیجیتال شما و دیگران هم پول داشتند، هم قانون و دستورالعمل؛ ما چیزی نداشتیم. به دکتر می‌گفتم اگر من با رابطه و رفاقت، مثلاً در تأمین اجتماعی، کاری را جلو ببرم، این نمی‌تواند مبنای ماندگار کار باشد. می‌گفتم در تفاهم‌نامه‌ای که می‌نویسیم شرکت‌های دانش‌بنیان می‌توانند از این امکان استفاده کنند، اجازه بدهید «خلاق» هم اضافه شود. دکتر الیاسی شاهد است. در مراحل نگارش قانون جهش تولید و با توجه به مسئولیتی که مدتی در حوزه ریاست معاونت داشتم، همه نامه‌ها را می‌دیدم و تقریباً معروف شده بود که کرمی می‌گوید اگر کلمه خلاق نیست، برگردانید! حتی دوستان سخت‌گیر هم می‌دانستند باید کنار دانش‌بنیان، خلاق اضافه شود. رفقا شوخی می‌کردند، ولی من جدی گرفته بودم. ادبیات شرکت خلاق از قبل بود، اما این پیگیری‌ها به شکل‌گیری و رشدش کمک کرد. وزارتخانه‌های مرتبط، چه در دوره آقای مونسان و چه آقای ضرغامی در گردشگری، به‌سادگی اجازه ورود معاونت را نمی‌دادند؛ درحالی‌که آن طرف هم کار نوآورانه زیادی انجام نمی‌شد. بعضی می‌پرسیدند هر دو عضو دولت هستید، این تفاهم‌نامه‌ها برای چیست؟ واقعاً لازم بود برای ورود به آن حوزه توافق کنیم. حتی در ارشاد که خودم از آنجا آمده بودم، باید توضیح می‌دادم رابطه سینما و نوآوری چیست. اگر اسکار و جایزه بین‌المللی داریم، چرا شتاب‌دهنده سینمایی نداریم؟ هنوز هم سؤال من همین است. در دنیا کنار سینما، انیمیشن یا مد و لباس، شتاب‌دهنده‌های زیادی می‌بینی. ستادهای فناوری و شرکت‌های دانش‌بنیان ما کمتر به این حوزه فکر کرده بودند. با تفاهم‌نامه، دو طرف را به هم نزدیک می‌کردم: وزارت ارشاد باید زبان نوآوری را بشناسد و اکوسیستم نوآوری هم باید به بازار فرهنگی و سینما، که مجموعه‌ای از هنرهاست، فکر کند. همین ویکست را ببین؛ در دوران کرونا کارگردانان مطرح سینمای ایران را اینجا آوردم تا بگویم تولید فیلم صرفاً با یک دفتر و تهیه‌کننده و کارگردان کافی نیست. وقتی جیمز کامرون برای فیلمی مثل تایتانیک کار می‌کند، هم‌زمان با سناریو، تیم دیگری به محصولات جانبی و تیمی به تجهیزات تازه تصویربرداری فکر می‌کند. یکی کرین و تراولینگ را توسعه می‌دهد و دیگری پیوندش را با هوش مصنوعی و اینترنت اشیا بررسی می‌کند. چه کسی باید این پیوندها را بسازد؟ این‌ها انگیزه داد که سند ملی فناوری‌های نرم را، که دوستان در ستاد نوشته و پیگیری کرده بودند، جدی دنبال کنم. به ابلاغ نمی‌رسید، چون بعضی وزیران در شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را مداخله در کار خودشان می‌دیدند. با آقای صالحی، آقای ضرغامی و دکتر آشنا نشست داشتم تا گره‌ها رفع شود. درباره وزیر ارشاد اصلاح کنم؛ وقتی دکتر اسماعیلی آمدند، سند قبلاً ابلاغ شده بود. از دکتر آشنا خواستم از نفوذش برای حل مسئله کمک بگیریم. حدود بیست یا بیست‌ودو ایراد وزارت ارشاد، میراث و ارتباطات را گفتند. بعضی را با تعامل حل کردم و برای بعضی گفتم اشکالی ندارد، این قسمت حذف شود، ولی بگذارید سند بیرون بیاید. دکتر ستاری هم بسیار پیگیری کرد. پس از تکمیل، سند در دفتر رئیس‌جمهور ماند؛ بعضی اسناد ابلاغ نمی‌شدند. در دفترچه‌ای هم که بعد چاپ کردیم، فاصله حدود دوساله اتمام مراحل شورا تا ابلاغ را نوشته‌ایم. نهایتاً در سال ۱۴۰۰ ابلاغ شد. داستانش این بود که رئیس‌جمهور پنجشنبه‌ها افتتاح داشت. چون برنامه‌های مربوط را من تنظیم می‌کردم، کنار چند طرح زیست‌فناوری، چند خانه خلاق و نوآوری هم گذاشتم؛ اصفهان، کاشان و فکر می‌کنم مشهد. دفتر رئیس‌جمهور هنوز موضوع را خوب نمی‌شناخت. چند نفر از بچه‌های خانه‌های خلاق توضیح خوبی درباره نقش این خانه‌ها در اقتصاد صنایع خلاق دادند. رئیس‌جمهور هم استقبال کرد و در برنامه زنده درباره‌اش حرف زد؛ فیلمش هست. بعد پرسید چرا این‌ها بیشتر نمی‌شوند؟ گفتم سندشان در دفتر شما گیر کرده است. ظاهراً برداشتشان سند ملک یکی از خانه‌ها بود و به آقای واعظی گفتند سند این‌ها را بدهید. من سریع به آقای صالحی، رئیس دفتر آقای واعظی، زنگ زدم و خواستم سند را همان موقع برای امضا ببرند. سندی که مدت‌ها مانده بود، به این ترتیب ابلاغ شد؛ به شوخی می‌گوییم به‌جای سند ملکی، سند ملی ابلاغ شد! اما تا کمیته راهبری شکل بگیرد و سند اجرا شود، ممکن بود دولت عوض شود. بنابراین اقدامات دیگری هم کردیم. تعداد زیادی از نمایندگان را تک‌تک دیدم؛ با شخص دکتر قالیباف جلسه گرفتم. مرحوم رئیسی، وقتی رئیس قوه قضاییه بودند، با کمک آقای خیاطیان و دوست دیگری دیدار و درباره برنامه توضیح دادیم. نخستین مرکز نوآوری قوه قضاییه در همان دوره افتتاح شد. این نهادها که می‌خواستند وارد نوآوری شوند، حوزه فرهنگی و خلاق برایشان ملموس‌تر بود. با پژوهشگاه‌های قوه کار کردیم. نخستین خانه خلاق و نوآوری مجلس را هم با حضور دکتر قالیباف افتتاح کردیم. هدف، آوردن نوآوری به جاهایی بود که با مفهوم دانش‌بنیان به‌راحتی ارتباط نمی‌گرفتند. از دو طرف هم انتقاد می‌شنیدیم؛ حتی دوستان اکوسیستم می‌پرسیدند کرمی چه می‌کند؟ با آقای بذرپاش، رئیس وقت دیوان محاسبات، خانه خلاق آنجا هم راه افتاد. این‌ها یک‌شبه نبود؛ باید توضیح و استدلال می‌کردیم. از دکتر الیاسی به‌عنوان یکی از عناصر اصلی تدوین قانون جهش تولید تشکر کنم. در چند جای قانون، با پیگیری و اصرار، واژه خلاق را اضافه کردیم. با دکتر اختیاری هم چند جلسه گذاشتم و ایشان قول دادند این واژه بماند. باز برای اطمینان با رؤسای کمیسیون‌ها و نمایندگان صحبت می‌کردم. اگر می‌گفتند باید خودت یا دکتر ستاری به جایی بروید، می‌رفتم. در مستندی می‌خواستند نشان بدهند برای خانه‌های خلاق لابی کرده‌ام و صدای مرا پخش کردند. بله، تلاش و لابی می‌کردم. حتی می‌گفتم تا اینجا آمده‌ام؛ دیگر چه کنم تا باور کنید این کار لازم است؟ گردش مالی صنایع خلاق دنیا دوهزاروهفتصد میلیارد دلار مطرح می‌شد. اگر می‌گفتیم یک درصد تولید علم جهان را داریم، باید برای سهمی از این بازار هم ظرف می‌ساختیم. در حوزه دیجیتال هم می‌گفتید اگر شرکت دانش‌بنیان نیست، در مأموریت ما نمی‌گنجد. باید تقسیم و سطح‌بندی می‌کردیم. خوشبختانه در چند بند و تبصره قانون جهش، خلاق اضافه شد، اما هنوز موتور کافی برای جدی شدن موضوع نبود. من شش سال در مؤسسه نشر آثار رهبری مسئولیت داشتم و فکر کردم از این مسیر هم می‌شود کمک گرفت. نامه‌ای با توضیح ظرفیت صنایع خلاق، استعداد و نیروی انسانی، سابقه فرهنگی و تمدنی کشور و برنامه پیشنهادی تنظیم کردیم و با امضای دکتر ستاری به رهبری فرستادیم. وقتی هنوز خیلی‌ها می‌پرسیدند صنایع خلاق چیست، خبری سراسری منتشر شد که ایشان به سران سه قوه بر توجه به صنایع خلاق و فناوری‌های نرم تأکید کرده‌اند. بعد از ما می‌پرسیدند ماجرای نامه چیست؟ توضیح می‌دادم دانشگاه فقط مهندس تربیت نمی‌کند؛ فارغ‌التحصیلان رشته‌های دیگر هم باید آینده شغلی بسازند. نمی‌شود همه را در اسنپ و تپسی به کار اداری و تایپ فرستاد. در دنیا شرکت‌های خلاق بخشی از این ظرفیت را جذب می‌کنند و ما می‌خواهیم آن فضا را بسازیم. بعد از این تأکید، مجلس و دولت جدی‌تر همراه شدند. در دولت مرحوم رئیسی، دکتر اسماعیلی شخصاً تماس گرفت و جلسه گذاشت. وقتی توضیح دادم، گفتم حتی ظرفیت سازمان صنایع خلاق در دولت وجود دارد. فردایش مصاحبه کرد که سازمان صنایع خلاق در ارشاد تشکیل می‌شود. تماس گرفتم که این موضوع مراحل دارد و باید با دقت جلو برویم. از دوستان هم شنیدم آقای ضرغامی گفته بود ستاد صنایع خلاق باید با همه ساختارش به وزارتخانه ما بیاید.

دکتر مهدی محمدی: بله، آن اختلاف را یادم هست.

پرویز کرمی: این‌ها اثر همان تأکید و پیگیری‌ها بود. در معاونت، بر اساس سند ملی که پشتوانه کار شد، ستاد و کارگروه‌ها را شکل دادیم و حالا دوستان ادامه می‌دهند. موضوع صنایع خلاق جدی شد و حدود صد خانه خلاق و نوآوری در کشور شکل گرفت. نماینده معاونت در بررسی مصوبات سفرهای استانی هم بودم و برای ایجاد پنج خانه در استان‌ها مصوبه می‌گرفتم؛ به‌ویژه جاهایی که نداشتند. دستورالعمل و کارگروه داشتیم و پارک‌ها عضو بودند؛ خانه خلاق بدون نظارت پارک ایجاد نمی‌شد.

دکتر مهدی محمدی: این دوره با حضور من در ستاد دیجیتال هم‌زمان بود. آمار شرکت‌های خلاق در سامانه پایین بود، اما با مشارکت دو ستاد جهش کرد و از هزار شرکت گذشت و بعد هم بیشتر شد. نقش ترویج و پیگیری شما در این رشد پررنگ بود. صنعت محتوا و صنایع فرهنگی و خلاق از ظرفیت‌های مهم نوآوری ایران است و تو خوب تشخیص دادی و رویش متمرکز شدی. تشکیل ستاد، تصویب پشتوانه، رشد شرکت‌ها و خانه‌ها و تبدیل یک مفهوم مهجور به مفهومی ملی، بخشی از این کار بود. شاید بشود مفصل‌تر صحبت کرد؛ کارهایت بیشتر از این بود و خلاصه گفتی. بخش دیگر، برنامه‌های ترویجی بود؛ از برنامه تخصصی صداوسیما تا برنامه عمومی مثل «میدون» که به آشنایی مردم و حاکمیت با اقتصاد دانش‌بنیان کمک کرد. درباره تجربه شکل‌گیری و اثر این برنامه‌ها بگو.

پرویز کرمی: این سؤال یادت بماند؛ نکته‌ای را اول بگویم که فراموش نشود. دغدغه دکتر ستاری را خودم هم داشتم: درگیری و حاشیه نسازیم و با تعامل و اقناع کار کنیم. به دوستان می‌گفتم جلسه می‌گذارم تا به شما و به اکوسیستم کمک کنم، نه اینکه جای شما را بگیرم. با وزارتخانه‌هایی هم که قانوناً مسئول آن حوزه بودند، از راه اقناع وارد می‌شدم. پیگیری‌ها هم‌زمان بود؛ در کنار دیده‌شدن قانون و شرکت‌های دانش‌بنیان، موضوع صنایع فرهنگی را هم آرام‌آرام جا می‌انداختم. مثلاً انیمیشن ایران پایه خوبی داشت، ولی چندان تحویل گرفته نمی‌شد و با الگوی نوآوری و اکوسیستم استارتاپی هم پیوند نخورده بود.

پرویز کرمی: با آقای همدانی، از فعالان خانه انیمیشن ایران، ماه‌ها جلسه گذاشتیم. امروز او یک مجموعه قوی در تولید زنجیره‌ای انیمیشن دارد؛ با پایگاه‌هایی در خارج از کشور، اینجا تولید می‌کند و در شبکه جهانی توزیع می‌کند. این فرهنگ‌سازی و آموزش، دوطرفه بود؛ ما هم خیلی چیزها یاد می‌گرفتیم.

پرویز کرمی: پیش از ورود به بحث روزنامه‌نگاری علم و ترویج رسانه‌ای، دو کار دیگر را هم بگویم. نمایشگاه کوچکی داشتیم که شرکت‌های دانش‌بنیان محصولاتشان را، از مرحله نمونه اولیه به بعد و پیش از تثبیت بازار، آنجا عرضه می‌کردند. هم‌زمان، با توجه به شعار تولید ملی، جشنواره فرهنگی و هنری «ایران‌ساخت» را پیشنهاد دادم.

دکتر مهدی محمدی: ایران‌ساخت از موضوع‌هایی بود که خیلی به آن حساس بودی.

پرویز کرمی: می‌خواهم بگویم هدفم چه بود. می‌خواستم رسانه‌ها را با علم و فناوری، محصولات و دستاوردها آشنا کنم و از آن طرف، شرکت‌های دانش‌بنیان، مخترعان، دانشمندان و استادانی را که از رسانه گریزان بودند، به رسانه نزدیک کنم. بعضی از آن‌ها رسانه را مزاحم می‌دانستند و می‌گفتند حاشیه است. بی‌دلیل هم نبود؛ برخوردهای زردی شده بود، چیزهایی را بی‌جهت بزرگ کرده بودیم یا موضوع‌هایی را سوزانده بودیم. این دو گروه از هم فراری بودند.

پرویز کرمی: ایران‌ساخت را با این هدف طراحی کردم. بودجه‌ای نداشتیم، اما مثلاً گفته بودم به فیلم بلند سینمایی که دستاوردهای علمی را خوب ترویج کند، پنج سکه می‌دهم. آن زمان جایزه قابل توجهی بود، ولی برای ما در قالب چنین کاری تأمینش ممکن بود. انیمیشن، کلیپ، مقاله و کاریکاتور زیادی رسید. استادان کاریکاتور را برای داوری آوردیم؛ خودشان با معاونت و مفهوم دانش‌بنیان آشنا شدند و درباره محصولات اطرافشان سؤال می‌کردند.

پرویز کرمی: آقایان مجید مجیدی، کمال تبریزی، عسگرپور و دیگر کارگردان‌ها آمدند و خودشان را جزئی از این مجموعه دیدند. وقتی فیلم‌ساز می‌دانست داورش مجید مجیدی یا کمال تبریزی است، دیگر نمی‌پرسید اعتبار معاونت علمی در فیلم‌سازی چیست؛ علاقه داشت اثرش را بفرستد و آن‌ها ببینند. در حوزه‌های دیگر هم همین اتفاق افتاد.

پرویز کرمی: نمایشگاه ایران‌ساخت هم یک کار رسانه‌ای بود. تولیدکنندگان دانش‌بنیان را کنار خریداران می‌گذاشتیم و معاونت علمی و وزارت علوم حمایت مالی می‌کردند. فرض کنید دکتر محمدی سازنده میکروسکوپ تحقیقاتی است و آقای حسینی، مسئول یک پژوهشگاه، دانشگاه یا آزمایشگاه، متقاضی آن است. متقاضی را به تولیدکننده وصل می‌کردیم: شما این محصول را بخرید، استانداردها و ارزیابی لازم را به سازنده بگویید تا محصول ارتقا پیدا کند؛ ما هم بخشی از هزینه را حمایت می‌کنیم.

پرویز کرمی: دانشگاه یا پژوهشگاهی که از نمایشگاه خرید می‌کرد، شصت یا هفتاد درصد یارانه می‌گرفت. دولت یارانه را به کالای ایرانی داده بود و یک ناظر مطلع هم بر ارتقای آن نظارت می‌کرد. مثلاً سال اول می‌گفتیم هشتاد درصد ساخت داخل باشد، سال دوم نود درصد و سال سوم اگر به صد درصد رسید و تأیید شد، یارانه می‌گیرد. کار ترویجی با ارتقای فنی و مهندسی همراه می‌شد. این دو نمونه را هم می‌خواستم یادآوری کنم.

دکتر مهدی محمدی: یک نکته خوب در کار شما برندسازی بود. معمولاً می‌گوییم شرکت خصوصی بلد است برند بسازد و آگاهی نسبت به آن ایجاد کند، اما در دوره شما در معاونت، مفاهیم به برند تبدیل شدند و برای مردم و حاکمیت شناخته شدند؛ از صنایع خلاق و فرهنگی تا ایران‌ساخت و آی‌هیت. در حوزه فعالیت خودم، اقتصاد دیجیتال یا هوش مصنوعی هم کمک کردی مفاهیم مطرح و شناخته شوند. در شناخته‌شدن برنامه «میدون» هم نقش پررنگی داشتی. درباره تجربه شکل‌گیری چند تا از این برندها توضیح بده.

پرویز کرمی: نکته درستی است، ولی صادقانه تأکید می‌کنم این‌ها کار تیمی بود و من پیشانی کار بودم. اول به سؤال قبلی برگردم و از آنجا به این موضوع برسم. وقتی در دوره خانم دکتر سلطان‌خواه به معاونت آمدم، دیدم کارهای زیادی شده، اما در جامعه بروز و ظهوری ندارد. دوربینی برداشتم و رفتم میدان ونک. از آدم‌های مختلف، دانشجو، کاسب و رهگذر، تصادفی می‌پرسیدم: «پارک علم و فناوری چیست؟» آن زمان هنوز از استارتاپ و شتاب‌دهنده حرف نمی‌زدیم و پارک علم و فناوری عنوانی قانونی و باسابقه بود.

پرویز کرمی: تصور خیلی‌ها این بود که محیط باصفایی است که شهرداری و دولت ساخته‌اند تا دانشمندان بروند آنجا بنشینند، فکر کنند و کار علمی انجام دهند. حتی بعضی دانشجویان هم چنین تصوری داشتند. دیدم با جثه نحیف معاونت علمی نمی‌توانیم به‌تنهایی این آگاهی را ایجاد کنیم. از ارتباط‌هایی که در وزارت ارشاد و سازمان ملی جوانان داشتم استفاده کردم و همراه خانم دکتر سلطان‌خواه و معاونان، با آقای ضرغامی، رئیس صداوسیما، جلسه گذاشتیم.

پرویز کرمی: گفتیم دستاوردهای زیادی داریم، اما تلویزیون آن‌ها را نشان نمی‌دهد؛ هم اطلاعاتش را ندارد و هم روش نمایش را بلد نیست. در همان جلسه گفتم خودتان به‌عنوان مخاطب حرفه‌ای به اخبار نگاه کنید: از دستاورد متالورژی حرف می‌زنند و تصویر کسی را نشان می‌دهند که با پیچ‌گوشتی کار می‌کند. درباره کشف پزشکی حرف می‌زنند و موشی را در حال دویدن نشان می‌دهند. چند ساعت بعد، خبر بذر هیبرید را با همان تصویر موش پخش می‌کنند. مردم نه مفهوم موضوع را می‌فهمند و نه تصویر مرتبط می‌بینند.

پرویز کرمی: آقای ضرغامی گفت حرفت درست است؛ چه کنیم؟ گفتم تجهیزات، کارگردان و خبرنگار از شما؛ آموزش، اطلاعات و هماهنگی حضور در مراکز از من. دوره روزنامه‌نگاری علم و فناوری در معاونت گذاشتیم. بخشی از مدرس‌ها مدیران و معاونان خودمان بودند و بخشی استادان روزنامه‌نگاری علم. آقایان دکتر سلطانی، دکتر سهراب‌پور، خانم دکتر سلطان‌خواه، دکتر قانعی و رؤسای ستادها برای خبرنگاران علمی رسانه‌ها و صداوسیما تدریس می‌کردند.

پرویز کرمی: پیش‌تر در وزارت ارشاد هم برای خبرنگاران حوزه فرهنگ و هنر دوره گذاشته بودم. یادم هست آقای دکتر انتظامی، که آن موقع مدیرمسئول جام‌جم بود و بعد معاون مطبوعاتی شد، می‌گفت این خبرنگارها همین حالا هم زرنگ و جسورند؛ با آموزش تو، وزیرت به دردسر می‌افتد. می‌گفتم اگر جامعه بخواهد رشد کند، خبرنگار باید پرسشگر و مطلع باشد. وزیر هم وقتی چنین خبرنگاری ببیند، مجبور است خودش را بالا بکشد؛ این رشد دوطرفه است.

پرویز کرمی: در معاونت هم همین کار را کردیم. در سفر با دکتر ستاری، وسط خستگی و گرفتاری، خبرنگاری می‌پرسید: «بانک نوآوری چه شد؟» در حالی که باید تفاوت بانک و صندوق را بداند. البته تقصیر او هم نبود؛ رسانه کوچک بخش سیاسی و اجتماعی و حوادث داشت و با خواهش ما گوشه‌ای برای علم باز کرده بود. به مدیرمسئول‌ها و مدیران خبرگزاری‌ها نامه می‌نوشتم و می‌گفتم در تولید خبر خوب کمک می‌کنیم. خبرنگاران را در سفرهای استانی می‌بردم؛ کاری که پیش از آن مرسوم نبود و هماهنگی و دردسر زیادی هم داشت.

پرویز کرمی: با سردبیران خبر و مدیران شبکه‌ها جلسه می‌گذاشتیم. دو نمونه بگویم. شبکه نسیم تازه راه افتاده بود و مدیرش آقای دکتر حسین کرمی بود. گفتم تا کی فقط گل و بلبل و بازیگر نشان می‌دهید؟ ما در علم هم چهره و سوژه جذاب داریم. آن زمان میان‌برنامه‌هایی از پارک‌ها و شهرها پخش می‌کردند. برای گروه نسیم دانش هماهنگ کردیم به توربین‌های بادی گیلان و مزرعه خورشیدی شیراز بروند.

پرویز کرمی: درهایی را که معمولاً به روی تهیه‌کننده بسته بود باز می‌کردیم. وقتی تجهیزات خورشیدی و فرایند گرفتن انرژی از نور را می‌دید، خودش علاقه‌مند می‌شد فیلم بسازد. من فقط یک دستاورد دیدنی و جذاب را مقابل تهیه‌کننده و کارگردان قرار می‌دادم. بعد با بخشی از بودجه صداوسیما و بخشی از حمایت ما، مستند تلویزیونی ساخته می‌شد.

پرویز کرمی: پیش از میدون هم برنامه‌های علم و فناوری زیادی داشتیم و خودمان مجری یا داورشان بودیم، اما هیچ‌کدام نگرفته بود. تلویزیون به سرگرمی نیاز دارد و ما نتوانسته بودیم آن را ایجاد کنیم. جلسه و آسیب‌شناسی کردیم و رسیدیم به اینکه درام و نمایش باید وارد کار شود. پیش از میدون، «کارساز» و برنامه‌های دیگری را تجربه کرده بودیم. دوربین باید جایی می‌رفت که برای طیف وسیعی از مخاطبان جذاب باشد؛ مادربزرگ من، نوه‌ام، فرزندم، خودم و همسرم بتوانیم با آن ارتباط بگیریم.

پرویز کرمی: برنامه‌های اولیه تک‌بعدی بود؛ بیشتر به درد استاد دانشگاه و افرادی مثل دکتر محمدی می‌خورد که بخواهند از مدل کسب‌وکار، برنامه کسب‌وکار یا سرمایه‌گذاری خطرپذیر بشنوند.

دکتر مهدی محمدی: یعنی پیوند با جامعه و مخاطب عمومی.

پرویز کرمی: بله، این در میدون خیلی برجسته شد. خود دوستان ابتدا برای ساخت یک برنامه آمدند؛ بعد شتاب‌دهنده میدون، خانه خلاق و نوآوری میدون و کسب‌وکار میدون شکل گرفت و مجموعه چندبعدی شد. دو سال و نیم که پشت صحنه و روی صحنه حضور داشتم، شبانه‌روز من میدون شده بود؛ چون می‌دانستم بخشی از کار معاونت از این مسیر پیش می‌رود. خیلی‌ها فکر می‌کردند معاونت پول برنامه را داده؛ ما بابت آن چیزی ندادیم.

پرویز کرمی: اصلاً قرار نبود من اجرا کنم. اول از خود دکتر محمدی خواهش کردم؛ بی‌انصافی کرد و نرفت! از دوستان دیگر معاونت هم خواستیم و نرفتند. دیدم کار خراب می‌شود، خودم مجبور شدم اجرا را هم بر عهده بگیرم.

دکتر مهدی محمدی: عالی هم بود. به نظرم حضور خودت باعث شد میدون، در کنار معرفی محصولات و کارآفرینی، جنبه ترویج عمومی هم پیدا کند.

پرویز کرمی: با رؤسای مختلف صداوسیما، از آقای ضرغامی تا آقای سرافراز، شخصاً دو سه جلسه داشتم و در شورای معاونانشان هم حاضر شدم. توافق مکتوب و امضاشده داشتیم. خودشان هم می‌گفتند ما امضا کردیم، اما تو باید چکمه آهنی بپوشی و در شبکه‌ها دنبال کار بروی؛ همین کار را کردم.

پرویز کرمی: اصرار داشتم شرکت‌های استان‌ها دیده شوند و همه‌چیز در تهران نماند. مثلاً برای معرفی شرکتی در پارک علم و فناوری خراسان، خانم فروز اسلامی با دستیارش می‌رفت. من بلیت می‌گرفتم و ماشین تا فرودگاه را هماهنگ می‌کردم. معاونت علمی در استان‌ها پایگاه نداشت؛ یک ستاد کوچک و چابک مرکزی بود. موقعی که من خارج شدم، مجموع معاونت و ستادهایش شاید سیصد و بیست نفر بود، از نگهبان تا دکتر ستاری. تمام کارهایی که درباره ستاد فرهنگ‌سازی و فناوری‌های نرم و خلاق گفتم، با شش یا هفت نفر انجام می‌شد.

پرویز کرمی: گاهی خودم هماهنگ‌کننده، تهیه‌کننده و مسئول رفت‌وآمد می‌شدم. به خانم اسلامی می‌گفتم کجا برود؛ به دکتر علم‌الهدی، رئیس پارک خراسان، زنگ می‌زدم که یک گروه برای تهیه گزارش می‌آید. او ماشین و راننده خودش را می‌فرستاد فرودگاه، از گروه استقبال می‌کرد، در پارک مصاحبه می‌کرد و موضوع‌ها را معرفی می‌کرد؛ در حالی که پارک زیرمجموعه وزارت علوم بود، نه معاونت علمی.

پرویز کرمی: گروه به شرکت مستقر در پارک می‌رفت و کار را انجام می‌داد. شرکت ناهار می‌داد و با دوستان آستان قدس هم برای غذای حضرت هماهنگ می‌کردیم. شب با همان ماشین به فرودگاه برمی‌گشتند. گزارش چند روز تدوین می‌شد و با نشان و میان‌برنامه ویژه «ایران‌ساخت»، در اخبار پربیننده ساعت دو جمعه شبکه یک پخش می‌شد: گزارش فروز اسلامی از مشهد، از تبریز و شهرهای دیگر. برندسازی این‌طور اتفاق می‌افتاد.

پرویز کرمی: یک بار یکی از همکاران وزارت علوم در جمع رؤسای پارک‌ها به وزیر گفته بود کرمی پول و نیرو دارد و هزینه می‌کند، ما کسی را نداریم.

دکتر مهدی محمدی: من می‌توانم شهادت بدهم که شما جزو کم‌بودجه‌ترین بخش‌ها بودید.

پرویز کرمی: یکی از رؤسای حاضر در جلسه به من خبر داد. به وزیر، که با هم آشنا بودیم، زنگ زدم و خواستم تلفن را روی بلندگو بگذارد تا توضیح بدهم. گفتم من پول و نیرو ندارم؛ اتفاقاً با پول و نیروی وزارت علوم این کار را می‌کنم. اسم دکتر علم‌الهدی، آقای فیض و دیگر رؤسای پارک‌ها را آوردم و آن‌ها هم تأیید کردند. باید عاشق کار می‌بودی و با همکاران خودت، همکاران دولت و مجموعه‌های بیرونی می‌جنگیدی. گاهی خود اکوسیستم هم برداشت اشتباه می‌کرد و می‌گفت حتماً پول زیادی خرج شده است.

پرویز کرمی: همین حالا هم از طرف می‌پرسم برای اکوسیستم چه می‌کنی؟ وقتی توضیح می‌دهد، می‌گویم من هم این کار را برایت می‌کنم، به شرط اینکه آن کارها را انجام بدهی. نمونه‌اش خانه خلاق و نوآوری انیمیشن در مشهد است؛ اسم مجموعه الان یادم نیست. خودشان از وزارت ارتباطات جا گرفته بودند، ولی نمی‌دانستند چه کنند. من برای گرفتن تسهیلات از صندوق نوآوری و شکوفایی پیگیری کردم و اولین خانه خلاق و نوآوری انیمیشن ایران راه افتاد. دکتر ستاری در افتتاحش حضور داشت و کارهای نوآورانه‌ای انجام شد.

پرویز کرمی: هم‌زمان با مطرح‌شدن استودیوی مجازی و نمونه‌ای که اپرا با اوباما اجرا کرده بود، دکتر ستاری و آقای آذری جهرمی با کمک یک شرکت، این فناوری را در ایران اجرا کردند؛ ترویجش بر عهده من بود. با شهردار مشهد هم ارتباط داشتم و توانستیم کارخانه کوکاکولا را به کارخانه نوآوری مشهد تبدیل کنیم، هرچند در معاونت، متولی کارخانه‌های نوآوری داشتیم. از این ارتباط‌ها و اطلاع و اشراف استفاده می‌کردم.

دکتر مهدی محمدی: چند مسئولیت در معاونت داشتی؟ ابوالْمَشاغل معاونت بودی!

پرویز کرمی: خداوکیلی یک حقوق بیشتر نمی‌دادند! در جلسه‌ای، مثلاً برای خانه حضرت امام در خمین از دکتر ستاری کمک می‌خواستند. من می‌دیدم آن خانه در شکل موزه‌ای کار می‌کند؛ می‌گفتم اگر بخشی از فضا را به یک شرکت خلاق نیازمند جا بدهید، می‌توانیم به آن شرکت کمک کنیم. کمک به شرکت است تا این کار را برای شما انجام بدهد.

پرویز کرمی: همین نگاه ما را به کاخ گلستان برد. برای ارائه تابلوها با کیوآرکد و واقعیت مجازی، یک طرح آزمایشی می‌خواستیم. از شرکتی دانش‌بنیان که می‌خواست برای اولین بار این کار را در ایران انجام بدهد حمایت کردیم و تسهیلات دادیم؛ در حوزه اقتصاد دیجیتال هم بود. شرط گذاشتیم که فناوری را در کاخ گلستان اجرا کند و آنجا به فناوری جدید مجهز شد.

دکتر مهدی محمدی: خیلی متشکرم. حرف‌های زیادی ماند؛ می‌خواستم تجربه‌های دیگر برندسازی در معاونت و کارهایی را که در بنیاد نخبگان کردی مرور کنیم. پس از معاونت هم در بخش خصوصی اثر و کارهای خوبی داشته‌ای. از تو قول می‌گیرم این‌ها را در برنامه دیگری ادامه بدهیم.

پرویز کرمی: خوب شد که باعث شدم تو کمتر حرف بزنی!

دکتر مهدی محمدی: خوشبختانه آن‌قدر شنیدنی بود که سعی کردم کمتر مداخله کنم و بیشتر بشنوم.

پرویز کرمی: چهارده سال و قرارگرفتن در بزنگاه‌هاست. باز تأکید می‌کنم من فقط بیان‌کننده این موفقیت‌ها هستم. مثلاً آی‌هیت از یک سفر به آفریقا شکل گرفت؛ این را هم بگویم تا برای دفعه بعد بماند. از زحمت‌های دکتر بیرنگ، آقای قلعه‌نوی و آقای میرآبادی که حالا کار را ادامه می‌دهند، یاد می‌کنم.

پرویز کرمی: ایران‌ساخت را داشتیم و دنبال جایی بودیم. شروعش در زمان خانم سلطان‌خواه بود؛ نامه‌ای از وزیر وقت گرفته بودیم که در نمایشگاه بین‌المللی غرفه داشته باشیم. غرفه کوچکی دادند و همان پایه‌ای شد که دکتر ستاری یکی از سالن‌های بزرگ و فضای سه‌طبقه را بگیرد. هم‌زمان سفر خارجی هم می‌رفتیم.

پرویز کرمی: معمولاً سفیران از وزیرانی که سفر می‌کنند برای برنامه‌های فرهنگی یا روز ملی کمک می‌خواهند. این را در وزارت ارشاد و سازمان ملی جوانان هم دیده بودم. وزیرها بودجه‌هایی برای چنین کمک‌هایی داشتند. در کنیا، من و دکتر ستاری و سفیر در یک ماشین بودیم. سفیر گفت چند ساختمان قدیمی داریم؛ یکی سفارت فعلی است و ساختمان سفارت سابق دارد خراب می‌شود و بودجه تعمیر اساسی نداریم. برای مرمت سقف و بخش‌هایش کمک خواست.

پرویز کرمی: دکتر گفت با کرمی صحبت کنید ببینیم چه می‌شود؛ بعد خودش گفت اگر اینجا را در اختیار ما بگذارند خوب است، می‌توانیم شرکت‌ها را بیاوریم. از دل درخواست کمک، این توافق شکل گرفت که ساختمان را بگیریم و مرمت کنیم؛ بخشی از روزهای سال برای برنامه‌های ملی و مذهبی و نشست‌های سفارت باشد و بقیه در اختیار شرکت‌ها قرار بگیرد. دکتر ستاری با این نگاه وارد شد که برای محصولات و شرکت‌های دانش‌بنیان پایگاه ایجاد کند.

پرویز کرمی: این الگو جا افتاد، هرچند در داخل حتی از بخشی از زیست‌بوم انتقاد می‌شنیدیم که چرا برای کشورهای کم‌برخوردار نوآوری ایجاد می‌کنید تا آن‌ها پیشرفت کنند. در واقع، در قالب خانه‌های نوآوری و فناوری یا آی‌هیت، با وجود تحریم‌ها پایگاه صادراتی و تعامل فناوری برای شرکت‌های خودمان می‌ساختیم. تجربه موفق و کار خوبی بود. مدتی وقفه ایجاد شد و امیدوارم با نگاه جدید ادامه پیدا کند.

پرویز کرمی: کارهای تأسیسی دکتر ستاری با کمک و هم‌فکری بدنه اکوسیستم انجام شد، اما یک فرد عمل‌گرا و بسیار فعال به نام ستاری، به همراه معاونان خوبش، منهای من، باعث شد کارها دیده شوند؛ کارهایی نوظهور، لازم و مؤثر.

دکتر مهدی محمدی: بسیار عالی. قول گرفتم در برنامه دیگری بیشتر درباره این موضوع‌ها صحبت کنیم. متشکرم که با ما بودید. امروز دو جریان مهم اکوسیستم را شنیدیم: ترویج و فرهنگ‌سازی اقتصاد دانش‌بنیان که به نظرم نقش پررنگی در رشد آن داشته، و توسعه صنایع خلاق و فرهنگی که از مزیت‌های فرهنگی و ملی ماست و حتی می‌توانیم از آن صنعت جهانی بسازیم. امیدوارم بحث را ادامه بدهیم. متشکرم که در این برنامه هم با ما بودید. شما را به خدای بزرگ می‌سپارم.

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

به عنوان فیوچر وارد شده‌اید. نمایهٔ خود را ویرایش نمایید. بیرون رفتن؟ بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درباره این قسمت: